لنگرود- ایده آل خبر - آتش سوزی مرکزاعتیادلنگرود،حادثه ای درد ناک وغیرقابل جبران است.

به گزارش ایده آل خبر.چند روزی است که لبخند از لبان مردم شهرستان لنگرود رخت بر بسته است ودیگر دلیلی برای شاد بودن همشهریان ما وجود ندارد و هر کدام در ذهن خود به نوعی واقعه اخیر راحلاجی می‌کنند.

آری ازصبح روزجمعه که این خبرتلخ ودردناک راشنیدم با خودم می‌گویم چرا باید چنین سرانجام تلخی برای کسانی که در نهایت سختی، امید به رهایی داشتند رقم بخورد؛کسانی که شایدبه زعم برخی ،افرادی بودندکه اعتمادبه نفس نداشتندوگرفتار مواد شدند، ولی حضور آنها در چنین مراکزی نشان می‌دهد که دوباره اعتماد به نفس خود را کسب کرده وامیدبه بازگشت دارند ؛آری آنها نیزدوست داشتند که مانند بقیه دیده شوند و مورد احترام واقع گردند؛ انسان‌هایی که شاید شرایط سخت جامعه و عدم آموزش‌های فرهنگی لازم برای جوانان و نوجوانان باعث شد که در چنین دامی گرفتار شوند و ظاهرا با دیگران متفاوت باشند ولی خدا می‌داندکه این‌ها نیز انسان هستند و حق زندگی دارند لذا باید اصولی تر وحرفه ای ترباآنهابرخورد شود.

شاید حضور به موقع وزیر کشور و دیگر مدیران ارشد استانی مرهمی باشد بر دل داغدیده این عزیزان، ولی عمق فاجعه آنقدر بزرگ است که نمی‌توان با هیچ واژه‌ای آن را بیان کرد.

این روزها ما همیشه برای مردم غزه نگران هستیم که هیچ شبی را با آرامش سر بر بستر خودنمی گذارند چون حس انسان دوستانه ی ما این اجازه را به مانمی‌دهد که بی تفاوت باشیم.

امروزنیزوقتی بسیاری از مصاحبه‌های افراد آسیب دیده را دیدم که مدام وزیر کشور از آنها می‌پرسد در اتاق جلویی بودید یا عقبی ، شاید می‌خواسته به یک نتیجه کلی برسد و علت آتش سوزی را دریابد ولی بسیارنارحت شدم که تا حال از هیچ مدیری نشنیدیم که بگوید چرا یک عده افراد در یک فضای بسته با درب آهنی باید شب را به سر ببرند در حالی که بلایای طبیعی مثل زلزله یا سیل را نیز باید پیش‌بینی می‌کردند و چرا مدیر این مرکزاینقدربی تفاوت از این مسئله گذشته است درحالی که ازنظردیوارکشی، حیاط کاملا باید ایمنی باشد که خدای نکرده کسی فکرفراربه سرش راه ندهد نه اینکه درفضایی بسته زندانی باشند وحتی کسی بعنوان نگهبان درمحوطه نباشدکه به موقع به داد آنها برسد .
خیلی دردناک‌تر اینکه به صورت زنده در آتش بسوزند و هیچ امیدی به بازگشت نداشته باشند ؛کما اینکه یکی از آسیب دیدگان می‌گفت: هر لحظه امیدها را از دست می‌دادیم و انتظار زنده ماندن نداشتیم.

چه کسی پاسخگوی این همه بی‌مسئولیتی می‌تواند باشد.

حادثه تلخی که تعداد فوت شدگانش با ماجرای سانچی ،پلاسکو و متروپل برابری می‌کند ولی به عینه شاهدیم که دراین چندروز به اندازه ی آن ماجراهای تلخ دررسانه هابه آن پرداخته نشدو این نشان ازمظلومیت لنگرود به ویژه مظلومیت این افراد به نوعی بیمار دارد.
حتی بسیاری از مدیران شهرستان‌های دیگر به یک پیام تسلیت نیزبسنده نکردند تااندکی ازدردهمشهریان لنگرودرابکاهند.

دیدن تصاویر آتش سوزی و شنیدن ناله ی مادران ،همسران و دختران داغ دیده که امید به بازگشت عزیزان خود داشتند بسیار اندوهناک است ولی همیشه علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد نه اینکه حادثه رخ دهد آنگاه همه ارگان‌ها بسیج شوند تا مشکل پیش آمده را مرتفع کنند که دیگر زمان خیلی دیر است.

همه ی ما براین امرواقفیم که مشابه این مراکزاعتیاددرلنگرودو اطراف آن بسیار وجود دارد لذا باید مسئولین ذی‌ربط از این فضاها بازدید داشته باشند و بدانند که در چه شرایطی بیماران به سر می‌برند و آیا اصول اولیه برای سلامت و امنیت بیماران را رعایت می‌کنند و یا صرف اینکه باگرفتن یک مجوز از سازمان بهزیستی به کار خود ادامه می‌دهند؛ بطوری که از برخی آسیب دیدگان شنیده شد که این مراکز برای یک دوره ۲۱ روزه نرخ مصوبی ندارند و هر کدام برای خود قانون خاصی وضع می‌کنند و علاوه بر هزینه درمان ۲۱ روز نیز مبلغی را جداگانه برای ایاب و ذهاب می‌گیرند که شاید قانونی و مصوب نباشد؛پس لازم است جلوی مشکلات بعدی رابگیریم.

…واین حادثه ی تلخ شایدتلنگری است برای من وشما که بی تفاوت به مسائل پیرامون زندگی وهمنوعان خودنباشیم.

درآخر باید بگویم به نظر بنده، آموزش و پرورش و مراکز فرهنگی دیگر باید بسیار قوی عمل کنند تا جوانان ما گرفتار این مواد افیونی نشوند و به جایی برسیم که شهرستان لنگرود دیگر نیازی به چنین مراکزی نداشته باشد.

انتهای پیام/بهره ور